ابو القاسم پاينده
77
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
گيرد . « 1 » در مسجد دمشق يكى پيش أبو دردا آمد وگفت : « از مدينه آمدهام تا حديثي را كه از پيمبر روايت ميكنى از تو بشنوم . « 2 » نكته اينجاست كه هم جابر وهم آن مرد مدنى ، حديث مطلوب را از راويان ديگر شنيده بودند واين راه دراز به قدم شوق مىسپردند تا از سلسلهء راويان حديث يكى كمتر گردد وسند آن به پيمبر نزديكتر شود وحديث از كسى بشنوند كه از پيمبر شنيده باشد . كار أبو أيوب انصارى از اين جالبتر بود . وى حديثي از پيمبر شنيده بود وشنيد كه عقبة بن عامر نيز همان حديث را روايت مىكند . از مدينه بمصر سفر كرد وبخانهء عقبه رفت وحديث را از أو شنيد . « 3 » اين كار براي تأييد حديث شنيده مىكرد تا مطمئن شود در سماع وى خطائى نيست . ابن عباس گويد : « من همه جا از پى ياران پيمبر بودم مىشنيدم يكى حديثي شنيده ونيم روز به در خانه ميشدم وعباى خويش گسترده ميخفتم وباد بر من همى وزيد وقتي از خانه برون مىشد از ديدن من تعجب ميكرد ميگفتم : « به استماع حديثي كه از پيمبر روايت ميكنى آمدهام . » « 4 » در دورانهاى بعد يكى از محدثان براي آنكه حديثي را به يك واسطه كمتر بشنود از بغداد تا سمرقند رفته بود . همهء اين دقت وكوشش براي جلوگيرى از رواج حديث نادرست بود كه حديث از همه كس مسموع نبود ، دقت وضبط وامانت حس نيت وشهرت راوي شرط بود . ابن عباس گفته بود : « ما سابقا وقتي ميشنيديم يكى ميگفت پيمبر چنين گفت چشم بدو ميدوختيم وچون مردم بدو خوب بهم آميختند از ديگران جز آنچه صحت آن توانيم شناخت فرا
--> ( 1 ) معرفة علوم الحديث ( 2 ) الجرح والتعديل ( 3 ) معرفة علوم الحديث ( 4 ) مقدمتان في علوم القرآن